خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
513
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
مشهور خواهد بود . 3 - عوارض محمول ، عارض موضوع بوده و عوارض موضوع ، عارض محمولاند . و يكى از موضوعات ( محمول ) كه مشخص و معين نيست كه از انواع موضوع است ، بر موضوع به صورت كلى يا جزئى حمل مىگردد . و اين در حقيقت سه موضع است . مثال موضع اول : حس ما تميّز است و هر تميزى ممكن است صواب بوده و ممكن است خطا باشد ( و البته اين بر وجه لزوم نيست ، بلكه ممكن است تميزى يك بار خطا كرده و بار ديگر به صواب دست يابد ) . پس حس ممكن است به صواب رسيده و ممكن است خطاكار باشد . اگر عروض عارض براى محمول ، كلى باشد ، اين حكم علمى بوده و اگر اكثرى باشد ، حكم جدلى خواهد بود . در اثبات ، نفع در اين موضع عام نيست ، زيرا امرى كه عارض عام است واجب نيست كه عارض هر خاصى هم باشد . اما در ابطال نفع آن عام است . مثال موضع دوم : چون علمى شريف ( مانند توحيد ) و علمى خسيس ( پست ) ( مانند سحر ) هست ، پس حالى شريف و حالى خسيس وجود دارد . اين موضع علمى است . زيرا عارض خاص عارض عام است . اما در اثبات كلى ، نافع نيست ، چراكه عارض همهء عام نيست . و در ابطال نيز نافع نيست ، زيرا هرگاه حكمى براى خاص نباشد ، لازم نيست كه براى عام هم نباشد . مثال موضع سوم : انسانى كه عالم است ، حتما يا طبيب است يا فقيه و يا نوعى ديگر از انواع علم را دارد . اين موضع ، علمى بوده و در اثبات به وجود نوعى معين نافع است ، چنانكه در ابطال به عدم وجود همه نيز نافع است . منفعت اين موضع ، نزديك به منفعت موضوع تقسيم كلى به جزئيات است . 4 - بايد مطابقت ميان اسما و معانى را اعتبار نمود تا اگر اسمى نسبت به معنى مقصود ، مقتضى زيادت ، نقصان ، لاحق شدن شرط يا اعتبار وضعى باشد و آن تفاوت مقتضى تفاوتى در مطلوب باشد ، از اطلاق اسم بر آن معنى ، منع شود . چنانكه كسى به جاى شجاع ، كلمهء قوىدل يا پيروزبخت يا بلندهمت را به كار برد ، در حالى كه در اثبات فضيلت ميان لفظ شجاع و اين الفاظ تفاوت وجود دارد . اين موضع براى استكشاف مطلوب و دورى از اشتباه مفيد است . همچنين مىتوان تغيير معانى را به سبب اسمايى